یادداشت

لطفا آقای مصطفوی باشیم

آقا ببخشید! آقا ما حواسمون نبود! آقا بخدا ما نمیخواستیم! آقا یه لحظه حواسمون پرت شد! پسرک در حالی که بشدت اشک می ریخت مدام تکرار می کرد. روبروی پسرک مردی حدودا ۳۵ ساله سعی داشت پسرک پریشان رو آروم کنه. دندون های مرتبش خنده هاش رو قشنگ تر می کرد. کت و شلوار قهوه …

لطفا آقای مصطفوی باشیم خواندن بیشتر & raquo؛