از ماشین بخار تا پردازش ابری. چه مشاغلی از بین می رود؟ چه مشاغلی متولد می شود؟

از زمانی که ماشین بخار در انقلاب صنعتی جای بعضی کارگران را گرفت و توانست ارزان تر و بیشتر از کارگران کار کند، نگرانی قشر کارگر از تاثیر اختراعات صنعتی بر زندگی اش شروع شد. تحلیل ها و شواهد حاکی از آن بود که استفاده از ماشین بخار در کارخانه ها می تواند منجر به از دست رفتن شغل کارگران شود و این باعث نگرانی بسیاری شده بود. این نگرانی در مرحله اول بجا بود و ماشین های صنعتی می توانست جای بسیاری از کارگران را بگیرد. اما ماشین ها خود نیاز به کارگرانی داشتند که آنها را راه اندازی کنند، سوخت رسانی کنند و تعمیر و نگهداری کنند. بنابراین اتفاقی که افتاد این بود که نوع کار کارگران عوض شد. اما کارگران در نهایت بیکار نشدند.

در طول سالها ماشین ها پیشرفت کردند و توانستند کارهای بیشتر و بهتری انجام بدهند و همزمان با رشد ماشین ها،  تخصص های مرتبط با ماشین به عنوان مشاغل جدید بوجود آمد. کارگران دیگر به جای اینکه خود بیل به دست بگیرند، فرمان های ماشین های غول پیکر بیل مکانیکی را حرکت می دادند و کارها به این ترتیب با بهره وری بهتر و سرعت بیشتر و راحت تر انجام می گرفت.

از زمانی که کامپیوترها در حال اثبات توانایی های خود به جامعه و صنعت بودند، دوباره دغدغه های مشابه زمانه ی تولید ماشین بخار در برخی اذهان شروع شده است. اکنون کامپیوترها می توانند کارها را با سرعت خیره کننده و دقت ۱۰۰٪ بدون هیچ نگرانی و تاخیر انجام بدهند.

کامپیوترها به بهترین شیوه اسناد را بایگانی و مدیریت میکنند و نیاز به سالن های بزرگ اسناد و همچنین پرسنل نگهداری از اسناد از بین رفته است. نرم افزارهای حسابداری با دقت کامل اسناد حسابداری را ثبت میکنند و حسابرسی را بهتر از خبره ترین حسابدارها انجام می دهند. بانکداری الکترونیک نیاز به مراجعه حضوری به بانک را تقریبا به صفر رسانده و بانک ها می خواهند خود را از هزینه های بالای شعبه های فیزیکی و حقوق کارمندان آزاد کنند. شبکه های اجتماعی قدرت را از خبرنگاران گرفته و هر شخص خود تبدیل به یک خبرنگار شده است و مردم احساس کمبودی از عدم مراجعه به خبرگزاری های رسمی نمیکنند. همه جا صحبت از ماشین های خودران است و میلیون ها انسان روی کره زمین معیشت شان با رانندگی و جابجایی مسافر گره خورده است. این ها نگران شغل شان هستند و نگرانی بجایی هست.

واقعیت این است که ماشین ها اعم از مکانیکی و الکترونیک و کامپیوتری نیاز به افراد متخصصی برای تولید و نگهداری و استفاده از خود دارد. بنابراین هر شغلی را که ماشین ها تصرف کرده اند، نیروی متخصص استفاده کننده از ماشین به عنوان شغل جدید در همان حوزه نیاز شده است. بنابراین به طور کل می توان گفت با پیشرفت تکنولوژی و فناوری اطلاعات مشاغل از بین نمی روند، بلکه شکل شغل عوض می شود و به سمت تخصصی شدن حرکت میکند.

نکته مهم در این تغییر شکل این است که نیاز به تخصص و سواد فناوری افزایش می یابد.

مثلا اگر شغل هایی مانند کارمند شعبه بانک از بین برود، کارمند پردازش داده های مشتریان به عنوان شغل جدید ساخته شده و نیاز به متخصص در این حوزه موردنیاز می شود.

فناوری و ابداعات بشر انتها ندارد. فناوری اطلاعات هر روز افق جدیدی از بهره وری و راحتی و کیفیت برای انسان می گشاید. طبیعتا انسان های خلاق و با استعداد می توانند با قدرت نوآوری خودشان چیزهایی بسازند که قبل از آن هیچ انسانی به آن فکر نکرده است. نرم افزارهای جدید و خدمات جدید در این حوزه هنوز جای کار بسیار دارد. خیلی از کسب و کارها در حال تغییر و حرکت بیشتر روی بستر فناوری هستند. طبیعتا انسان های متخصص و خلاق می توانند از این فرصت استفاده کرده و کسب و کارهای جذاب و جالبی راه اندازی کنند.

مدیریت دانش و نظریه پرداز جنگی اسرائیل

سر کلاس مدیریت دانش بحث احساس آگاهی بود. استاد در مورد اهمیت احساس و اعتماد کارمندان سازمان به فرایندهای گردآوری و تجزیه و تحلیل دانش صحبت می کرد. استاد در حین صحبت ها برای جاافتادن موضوع مثال جالبی رو عنوان کردند.

آقای مارتین ون کرولد Martin van Creveld یهودی ساکن هلند که از نظریه پردازان و مورخان معروف جنگ هست، مقاله ای در مورد علت شکست ارتش اسرائیل از ارتش حزب الله در جنگ ۳۳ روزه دارد. این مورخ نظامی و استاد دانشگاه عبری اورشلیم در این مقاله دلیل جالبی را علت اصلی موفقیت حزب الله عنوان می کند. او می گوید: لبنانی ها احساس می کردند که حق با آنهاست و این آگاهی در تمام سلسه مراتب سازمانی آنها تزریق شده بود که حق با ماست. و برعکس سربازان اسرائیلی می دانستند که حق با آنها نیست. این حس آگاهی باعث پیروزی حزب الله لبنان شده است.

حس آگاهی یعنی از دربان سازمان تا کارمندان و مدیران میانی و سطح بالا و مدیرعامل و همه اجزاء ریز و درشت سازمان درک درستی از مدیریت دانش داشته باشند.

در واقع سطحِ آگاهیِ به اشتراک گذاشته شده بین افراد سازمان باید در سطح بسیار بالایی باشد. این مورد یکی از عوامل کلیدی موفقیت در فرآیندهای مدیریت دانش می باشد.